fgfg:
معرفی کتاب معجزه چرخ ها...
کتاب معجزه چرخ ها کتابی است برای کسانی که قصد دارند مهندس شوند... این کتاب توصیف کاملی را از کلمه مهندس برای ما ایفا می کند و به ما نشان می دهد مهندس به افرادی مانند داوینچی. جیمز وات. مایکل فاراده. توماس آلوا ادیسون و الکساندر گرهام بل و.... اطلاق می شود. این کتاب کتابی هست برای همه ذهن های جستجو گر. مهندس. متخصص فنی که با ساختن پل. جاده. استحکامات. کشتی. ماشین آلات و.. سر و کار دارد. مهندسان اشخاصی هستند که بر روی زمین و زیر زمین. بر روی آب و زیر آب یا در آسمان و فضا کار می کنند. هر گاه انسان به نیروی ماشین ها. ابزار و موتور نیاز مند باشد مهندسان به کمک می شتابند. مهندسان را باید در جایی جستجو کرد که تمام دانش های فیزیک. شیمی. ریاضیات و... مورد نیاز است. هر مهندس یا هر کس که با تکنولوژی سر و کار دارد اگر بخواهد با زمان پیش برود باید خود را برای مطالعه آماده کند. مطالعه زیاد و منظم. او می بایست کتاب را جزئی ناگسستنی از زندگی خود بداند. ذهن جستجو گر مهندس به خود می گوید هر روز چیز تازه ای بیاموز. همه کسانی که قصد دارند مهندس شوند باید به سفر در دوران گذشته و مطالعه تاریخ تکنولوژی پرداخته گذشتگان و سازندگان اهرام مصر. تخت جمشید و.... را در همه دوران ها بشناسد و از تجربه آن ها بهره بگیرد. کسی که قصد دارد مهندس شود باید در انتخاب نصیحت کننده دقت به خرج دهد. کسی که راهنمای اوست می تواند در دستیابی به آن چه در دنبالش است می کوشد بسیار مفید واقع می شود. مهندس خوب باید از رشته های دیگری که در تخصص او نیستند نیز سر در بیاورد. به طور نمونه برای هر مهندسی واجب است که جوشکاری را یاد بگیرد. مهندس باید از هر معجزه ای لذت ببرد و گرنه هیچ وقت مهندس نخواهد شد. هر مهندسی باید نقاشی و نقشه کشی را بلد باشد. این کار ضرورت دارد. باید بتواند افکارش را به تصویر بکشد. مهندس خوب باید جسور باشد. و در مسیر های نا پیموده در دنبال کارهای جدید باشد. مهندس خوب باید بداند آن چه را می جوید در کجا بیابد. مهندس باید درست کار باشد. اهل تحقیق و مطالعه باشد. شجاع و نترس باشد. مهندس باید نسبت به پیشرفت علم و تکنولوژی بی تفاوت نباشد و به دقت مسیر پیشرفت را دنبال کند. مهندس باید صبور و شکیبا باشد. هر مهندسی نمی تواند با داوینچی کبیر رقابت کند اما حتما باید حس زیبایی شناسی را داشته. باشد و مهندس خوب باید دارای قوه تخیل خوبی داشته باشد

معرفی بزرگ ترین فیلسوف قرن بیستم. برتراند راسل...
راسل ریاضی دان بود و از این که می دید متمدن ترین قسمت عالم در چنگال توحش دست و پا می زند رنج می برد. پدر او ویکونت امبرلی مردی روشنفکر بود و مغز پسر خود را از میرات سنگین الاهیات مغرب زمین پر نکرد. جالب توجه ترین عنوان از میان کتاب های او عرفان و منطق است که حمله بی رحمانه ای است به غیر منطقی و دروغ بودن الاهیات و عرفان. به عقیده راسل گناه درد و رنج جهان به گردن عرفان و افکار دروغ الاهیات است و قانون نخستین اخلاق باید درست فکر کردن باشد. بهتر است دنیا از میان برود تا من یا کس دیگر به دروغ معتقد باشیم. هدف فلسفه راسل این است که به کمال ریاضیات برسد و این هنگامی ممکن است که قضایای آن مانند ریاضیات پیش از هر تجربه ای دقیق و صحیح باشد. هر فلسفه ای را باید به شکل ریاضی در آورد و جزئیات را از آن دور کنند و همه آن را در ریاضیات بگنجانند. راسل جز جنبه اخلاقی دین مسیح بقیه قسمت های دین را ترک گفت. او در چنین جهان پر از ظلم و ستم نمی تواند به وجود خدا پی ببرد بلکه جهان را ساخته دست یک شیطان یا اهریمن پلید می داند. به قول ولتر جهان جانور است و خدا روح این جانور مخوف. انسان آزاد به عقیده راسل نمی تواند خود را با امید های کودکانه و خدایان آدمی شکل گول بزند. او با آن که به مرگ و نابودی عالم معتقد است شجاعت خود را از دست نمی دهد. تسلیم نمی شود و با علم و پیش بینی شکست و مرگ خود ما فوق قوای کور و بی شعوری را که بر او مسلط هستند قرار نمی گیرد. راسل می گوید موجود زنده به تدریج از حیوانات تک سلولی حرکت کرده و طبق قوانین داروین به مقام انسان رسیده است و این حرکتی است به سوی ترقی و پیشرفت. بگذار تا مردم و حتی آموزگاران اجتماع گفتگو و مشاجره کنند. از این عقاید مختلف یک ایمان نسبی به وجود می آید که به راحتی دست به اسلحه نبرند. جنگ و کینه از عقاید دروغ و متحجر الاهیات بر می خیزد. آزادی فکر و گفتار همچون باد و توفان خرافات و اوهام الاهیات را در مغز های جدید و نسل آینده از میان می برد. در فلسفه راسل اصل تسامح یا بردباری یعنی پیشرفت یک شخص یا یک اجتماع به حد امکان کمتر به زیان شخص و اجتماع دیگر تمام شود.