فلسفه فرانسیس بیکن...
فلسفه من همچون مهمان آمده است نه مانند دشمن. در کتاب ارغنون نو و پیشرفت دانش فرانسیس بیکن نوشته است دوست دارم تعلیمات من وارد ذهن هایی روشن شود که آمادگی و شایسته روشنفکر شدن هستند. به نظر بیکن هر چیزی که سزاوار هستی است سزاوار دانستن است. جادو گری ها. رویاها و تحلیل آن ها. پیش گویی ها و تله پاتی و.... همه باید مورد آزمایش های علمی قرار بگیرند. همه امور اعم از عالم و دانی باید موضوع تحقیق علمی قرار بگیرند. انسان دانا و خردمند را باید خدای انسان های دیگر انگاشت. اعتبار فلسفه برابر است با توانایی آن بر تولید کار و کمک به آسایش انسان. راسل گفته است بیکن را اولین کسانی می دانند که گفته است علم قدرت است. اما فردوسی بزرگ سال ها قبل از او در شاهنامه سروده بود توانا بود هر که دانا بود. بیکن کتابی در مورد انکار فلسفه ها نوشته که در آن نظام های فلسفی موجود را مورد انتقاد قرار می دهد. به خصوص ارسطو را مورد انتقاد قرار می دهد و فلسفه ارسطو را سفسطه. سبک. سطحی و فاقد تجربه می انگارد. بیکن می گوید ارسطو با منطق خود فلسفه طبیعی را تباه ساخت و او بیشتر اهل سفسطه هست تا فلسفه و مسلمانان هم با اشاعه فلسفه ارسطو در جهان به فلسفه خیانت کردند. هیچ کس مانند بیکن علل اشتباهات بشر را نشناخته است. بیکن می گفت شک و تردید کردن نشانه حکمت است یعنی کورکورانه و از روی تعصب به چیزی ایمان نیاوردن. بیکن می گفت روش فلسفه جدید باید با شک آغاز شود. اصول اولیه ای که بدون تحقیق کافی پذیرفته شده اند باید از نو ازمایش شوند. و علومی که تجربه آن ها را تایید نمی کند باید مردود به حساب آیند. او دچار نوعی شک و تردید بود. بیکن ادعا می کرد منطق جدیدی کشف کرده که با منطق قدیمی ها در اصول توافق دارد و نه در فروع. یعنی برهان ها. لذا نام کتاب مهمش را ارغنون جدید یعنی منطق جدید نام نهاد و تاکید کرد روش جدیدی بنیان نهاده که با روش کهن متفاوت است و با آن پیوندی ندارد. با افزودن و پیدند زدن چیزهای نو به کهنه انتظار پیشرفت بزرگ در علوم بیهوده است. بیکن می گفت فلسفه حاصل حس و عقل است. او هم مانند فیلسوفان بزرگ به متافیزیک عقیده ای نداشت. در مورد دین اسلام عقیده داشت اسلام یک دین تحمیلی است و پیروانش را از تفکر و استدلال به کلی باز می دارد. بیکن پیشرفت دانش را مقدر می دانسته چنان که نوشته است عده زیادی از انسان ها رفت و آمد خواهند کرد و علم و دانش و هنر افزایش خواهد یافت. می گفت الحاد بهتر از ایمان نادرست است. بیکن می نویسد الحاد انسان را به سوی شعور. فلسفه. پارسایی طبیعی. رعایت قوانین و حفظ ابرو سوق می دهد. که این ها اگر چه دین نیستند اما انسان را به یک فضیلت اخلاقی نمایان هدایت می کنند. ملحد بودن هرگز وضع جوامع را هم نمی زند و موجب اخلال و احتلال در جامعه نمی شود. اگر مردم عامی و نادان به تو آفرین بگویند و تو را تحسین کنند و برایت دست بزنند انسان باید خود را بیازماید و ببیند مرتکب چه خطا و اشتباهی شده است. تنبیهات و انتقادهای بیکن در بیدار کردن انسان ها و بر گرداندن افکار اندیشمندان از مسیر های کهن به مجرای جدید و در پیدایش علم و فلسفه و تمدن امروزی بسیار سازنده بوده است. انگلس از وی ستایش ها کرده و روش وی را در استوار ساختن قوانین علمی و پیشرفت فلسفه شناخت و نوشت بیکن برای نخستین بار خرافات را مردود اعلام کرد و به استواری قوانین علمی افزود و سنت اصالت ماده را زنده کرد. اندیشه های فلسفی گذشته را دوباره مورد ارزیابی قرار داد. از اصالت ماده یونانی یونان یعنی ماده گرایی و ماتریالیسم ستایش کرد و خطاهای اصالت تصور را آشکار ساخت. بیکن در جهان علم و فلسفه انقلابی به وجود آورده است
این عکس کشتار کودکان ایزدی را نشان می دهد که توسط داعش که در خاک ترکیه اموزش دیده اند را نشان می دهد. داعش و اربابان ان ها به جای مطالعه قوانین یاسای چنگیز خان مغول باید منشور حقوق بشر کوروش کبیر را مطالعه کنند تا انسان شوند